بعثت حضرت رسول

جهت ورود کلیک فرمایید
این سایت تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد


طراحان سایان  02165255234 www.sayanprint.irمبعث پيامبر ، مبعث چه روزی است ، مبعث حضرت رسول ، تبریک مبعث حضرت محمد ، تاریخ مبعث پیامبر ، مبعث حضرت رسول چیست ، پیام تبریک ولادت پیامبر ، درباره مبعث رسول اکرم ، درمانگاه مبعث ، شعر مبعث ، بعثتك وظيفتك ، بعثتك وظيفتك شروط ، بعثت ، بعثت لأتمم مكارم الأخلاق ، مبعث حضرت ختمی مرتبت ، مبعث حضرت رسول شعر ، مبعث حضرت رسول sms ، مبعث حضرت محمد sms ، مبعث حضرت اعلی ، بعثت پیامبر اکرم (ص) ، بعثت پیامبر+ مقاله ، بعثت پیامبر اکرم ، بعثت پیامبر یعنی چه ، بعثت پیامبران ، بعثت پیامبر ص ، بعثت پیامبر چیست ، بعثت پيامبر اكرم ، بعثت پیامبر چه روزی است طراحان سایان  02165255234 www.sayanprint.ir

طراحان سایان  02165255234 www.sayanprint.ir آغاز بعثت حضرت محمد (ص):
پیامبر اکرم حضرت محمد ( ص ) پیش از شب 27 رجب در غاری به نام حرا به عبادت خدا و راز و نياز با آفريننده جهان مي پرداخت و در عالم خواب رؤياهايی مي ديد راستين و برابر با عالم واقع . روح بزرگش برای پذيرش وحی - کم کم - آماده مي شد .

 در یکی از شبها  جبرئيل یکی از فرشتگان وحی مأمور به انتقال کلام خدا به پیامبر و آياتی از قرآن را بر دل حضرت محمد خواند و او را به مقام پيامبری مفتخر سازد . سن محمد ( ص ) در اين هنگام چهل سال بود . در سکوت و تنهايی و توجه خاص به خالق يگانه جهان جبرئيل از محمد ( ص ) خواست اين آيات را بخواند : " اقرأ باسم ربک الذی خلق . خلق الانسان من علق . اقرأ وربک الاکرم . الذی  علم بالقلم . علم الانسان ما لم يعلم " . يعنی : بخوان به نام پروردگارت که آفريد . او انسان را از خون بسته آفريد . بخوان به نام پروردگارت که گرامي تر و بزرگتر است . خدايی که نوشتن با قلم را به بندگان آموخت . به انسان آموخت آنچه را که نمي دانست .

حضرت محمد (ص) - از آنجا که امی و درس ناخوانده بود - گفت : من توانايی  خواندن ندارم . فرشته او را سخت فشرد و از او خواست که " لوح " را بخواند . اما همان جواب را شنيد - در دفعه سوم - محمد ( ص ) احساس کرد مي تواند " لوحی " را که در دست جبرئيل است بخواند . اين آيات سرآغاز مأموريت بسيار توانفرسا و مشکلش بود .

 

فرشته وحی (جبرئيل ) مأموريت خود را انجام داد و حضرت محمد ( ص ) نيز از کوه حرا پايين آمد و به سوی خانه خديجه رفت . سرگذشت خود را برای همسر مهربانش باز گفت . خديجه دانست که مأموريت بزرگ " محمد " آغاز شده است . او را دلداری و دلگرمی داد و گفت : " بدون شک خدای مهربان بر تو بد روا نمي دارد زيرا تو نسبت به خانواده و بستگانت مهربان هستی و به بينوايان کمک مي کنی و ستمديدگان را ياری مي نمايی " . سپس محمد ( ص ) گفت : " مرابپوشان " خديجه او را پوشاند .

 

حضرت محمد (ص) اندکی به خواب رفت . همسر پیامبر خديجه نزد عمو زاده اش " ورقة بن نوفل " که از دانايان و اهل دل عرب بود رفت ، و سرگذشت محمد ( ص ) را به او گفت . ورقه در جواب دختر عموی خود چنين گفت : آنچه برای محمد ( ص ) پيش آمده است آغاز پيغمبری  است و " ناموس بزرگ " رسالت بر او فرود مي آيد . خديجه با دلگرمی به خانه برگشت .

 

 


مشخصات

آخرین ارسال ها

عکس آقای خامنه ای